تبليغاتX
شب ایرانی
 

سلام به اهالی شب ایرانی

سلام به دوستانی که با بودنشون اسمون شب ایرانی ستاره بارون میشه

سلام به شما که با حرفهای زیباتون اسمون پر از حرفهای ناگفته می شود.

سلام به وسعت اسمون دل شما دوستان

قبل از هر چیز میخوام ولنتاین رو به شما تبریک بگم و از ته دلم ارزو میکنم تمام روزهای عمرتون پر از خاطرهای زیبا و سرشار از عشق جاوانه باشه.

تو این پست حرفی ندارم جز اینکه بگم دوستون دارم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 2:48  توسط عرشیا  | 

 

 

 

شب ایرانی.......

                    برگشت.....

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 16:46  توسط عرشیا  | 

سلامی به بلندای شب یلدا خدمت شما دوستان عزیزم

نمیدونم مهمون بودین یا مهمون داشتین؟ اما امیدوارم در کنار خانواده و

فامیل بهتون خوش گذشته باشه و به عنوان یک شب فراموش نشدنی در دفتر

خاطرات زندگیتون ثبت کنید.

راستش به پیشنهاد حمیده عزیز از وبلاگ ( سرزمین دل ) که خواسته بود من خودمم

جواب سوالات رو بدم و همچنین بهترین جوابها رو انتخاب کنم با ذکر نام و ادرس وبلاگ

تا به همه معرفی کنم رو همین خاطر از این هفته قصد دارم همین کارو انجام بدم یعنی

هم خودم جواب سوالات رو از دیدگاه خودم بگم هم بهترین وبلاگ رو معرفی کنم.

سعی کنید جوابهایی که میدین حتی المقدور کوتاه و مختصر و مفید باشه تا بشه در پست

بعد اونو درج کرد بازم منتظر پیشنهادات و انتقادات شما هستم .

در ضمن قصد دارم از این هفته یکی از وبلاگهای برتر البته از دیدگاه شب ایرانی رو بهتون

معرفی کنم تا با معرفی اون شما هم با اون اشنا بشین شاید خود شما وبلاگ برتر هفته

بعد باشین منتظرم باشین.

وبلاگی که میخوام این هفته بهتون معرفی کنم وبلاگ

سرزمین دل با مدیریت دوست خوبم حمیده هست که مطالبش بیشتر ادبی است و

هر هفته یکی از شعرهای خودش رو برای پستش انتخاب میکنه بیشتر از این توضیحی

نمیدم امیدوارم خودتون برین و باهاش اشنا بشین اینم ادرسش

www.parvazelahzeha.blogfa.com

در ضمن یک رکورد در کامنت دونی شب ایرانی به وجود اومد اونم گذاشتن 176 کامنت

در یک دفعه در مدت 73 دقیقه توسط معصومه عزیز بود که جا داره از همین جا بابت

حسن نظرش نسبت به شب ایرانی ازش تشکر کنم.

اینم آدرس معصومه عزیز http://masomehgole.blogfa.com

خوب اگه موافق باشین بریم سر وقت سوالات ایت هفته که فکر میکنم جالب باشن.

سوال اول: چه کسی بیشترین آرامش رو به تو میده؟

سوال دوم: یه واقعیت از زندگیت که همیشه ازش فرار میکنی چیه؟

سوال سوم: اگه بخوای از خدا گله کنی چی بهش میگی؟

عکس هفته:

به مناسبت شروع سال نو میلادی و کریسمس

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 15:3  توسط عرشیا  | 

سلام اونم یک سلام گرم به دوستان ایرانی اسمون شب ایرانی

خوب هستین که؟ خوب الهی شکر امیدوارم تو این سرمای پاییزی کانون

 خانوادتون گرم باشه.

خوب بزارین اول یک خبر وبلاگی بهتون بدم.

اول اینکه چند روز پیش تولد عسل خانوم بود از( وبلاگ دلتنگیهای عسل)

با اینکه تو جشن تولدش دعوتم کرده بود اما خوب به ما کیک نرسید اما بازم

تولدش رو بهش تبریک میگم و امیدوارم همیشه گل خنده رو لبهاش باشه.

خوب حالا بعد از این خبرها بریم سروقت آرش بابایی که این روزها دلبر شده.

اول اینکه درست ۴ روز دیگه ارش میشه ۳ ماهش اره واقعا چه زود گذشت.

انگار همین دیروز بود همه تبریک میگفتن برای ورودش و حالا .......

راستی یادم رفت بگم آرش تا چند روز دیگه اولین مسافرت خودش رو تجربه کنه.

راستش قراره بریم پیش عموی آرش که از وقتی به دنیا اومده هنوز آرش ما رو ندیده.

در ضمن آرش یک پسر عموی ناز به نام علی داره که ۳ ماه زودتر از ارش به دنیا اومده.

 

عکسهای مسافرت آرش رو حتما تو پست بعد براتون میزارم.خوب دیگه یواش یواش

از خدمتتون مرخص میشم ولی تا یادم نرفته بگم یادتون نره به سوالات این هفته جواب

بدین اخه ۳ تا سوال براتون اماده کردم که هر کدومش رو دوست داشتین جواب بدین.

سوال اول: قیمت دل چقدره؟

سوال دوم: در سکوت و آرامش شب به چی فکر میکنی؟

سوال سوم:وقتی دلت می گیره چه کار میکنی؟

با آرزوی ساعات و لحظاتی خوش برای همه شما دوستان عزیزم

خدانگهدار.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 21:36  توسط عرشیا  | 

سلام به اهالی با صفای شب ایرانی

سوال این هفته:

قشنگ ترین جمله ای که میتونی از همین جا به اونی که دوستش داری بگی چیه؟

اینم عکس آرش بابا.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 16:36  توسط عرشیا  | 

 

سلام اونم یک سلام گرم اونم از نوع گرمای بخاریهای نیک کالا

خدمت شما برو بچ شب ایرانی

خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ دماغتون چاقه؟ خوب الهی شکر باور کنید هیچ چیز

به اندازه دیدن کامنتهای شما خوشحالم نمیکنه

نه باور کنید نمیخوام هندونه زیر بغل مبارکتون بزارم تو رو خدا

 نرین بگین شب ایرانی شده هندونه فروشی.!!!

خوب از کجا شروع کنم بهتره؟

اول از همه میرم سر وقت دوستانی که کامنت گذاشته بودن و خواسته

 بودن عکس آرش بابا رو بزارم انگار اگه باباش

طرفدار نداره بجاش آرش طرفدار داره اونم چه جورش از نوع 2 آتیشه

عسل گفته که یک عکس از بچه زشتت نذاشتی ببینیم یک کم بخندیم حتی

  گفته اگه از اون نداری از خودت بزارعین خودت هست دیگه

 بیچاره مامانش( اینجوریاست دیگه عسل باشه نوبت من هم میرسه)

بعد از اون شانیا اومد و برام این کامنت رو گذاشت که

اینقدر دلم میخواد عکس آرش رو تو کامپیوترم ذخیره کنم

 اما مگه باباییش اجازه میده ما یک کلیک راست تو وبش کنیم

تا حالا 10 بار به خاطر این کلیک راست مجبور شدم کامپیوترم رو

 خاموش کنم ( ای دیت رو بده تا برات میل کنم عزیز)

شب دریا گفته که پسر تپلت رو ببوس ( چشم دیگه امری داشته باشین)

زنبور کچل هم بعد از مدتها اومده و بعد از کلی گلگی گفته ارش رو ببوسم

شادی اومده گفته که همه عکسها و متنها رو راحت تونسته کپی کنه

 و تمام عکسهای آرش رو برداشته ( اگه اینجوری هست نوش جونت)

المیرا گفته که نمیرسه زیاد بیاد ولی هر بار بیاد نت حتما بهم سر میزنه

خداییش هر بار هم سراغ آرش رو میگیره و عکس جدید میخواد از اون

(چشم المیرا عکس جدید هم میزارم)

سوگند گفته به آرش یاد بدم بتونه بگه خاله سوگند

(چشم بدون وقتی یاد گرفت صحبت کنه سفارشت رو بهش میکنم)

تا یادم نرفته اینم یک عکس از آرش بابایی که امشب که نوزدهمین

 روز از آبان ماه هست دقیقا ساعت 10 شب آرش میشه 2 ماهش

 راستی تا یادم نرفته یکی از دوستان قدیمی رو پیدا کردم که 3 سال پیش

با هم تو پرشین بلاگ کار میکردیم اینم آدرس وبلاگش با نام

 ساز جداییhttp://saze-jodayi.persianblog.com   

در ضمن وبلاگش فقط برای ورود خانومهاست حتما بهش سر بزنید

بریم سر پست این هفته اگه اجازه میدین؟

چند شب پیش که داشتم وبلاگ گردی میکردم چشمم خورد به یه وبلاگ

که کارجالبی کرده بوداسم وبلاگش اگه اشتباه نکنم با نام ( سوال من جواب تو )

 بود که اومده بود تو هر پستش یک سوال کرده بود اونم سوالهای

خیلی ساده از بچه ها هم خواسته که صادقانه جواب بدن خیلی خوشم

 اومدهم از سوالاتش هم از جوابهای بچه ها

برای همین تصمیم دارم تو شب ایرانی برای اولین بار این بخش رو باز کنم

( لطف کنید جوابهایی که میدین واقعا صادقانه باشه)

سوال این هفته:

برام بگو تا حالا به کسی یا چیزی حسودیت شده؟

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 1:25  توسط عرشیا  | 

سلام به اهالی با صفای شب ایرانی

امیدوارم نماز و روزهای همگی شما مورد قبول درگاه خداوند بزرگ قرار گرفته باشه.

تو این پست قصد دارم یکی از نوشته های خودم رو بزارم که امیدوارم خوشتون بیاد.

ًاینم عکس ارش بابایی که به تازگی ازش گرفتیم.

دیگر از دست عقربه های ساعت حرص میخورم.!!!

اصلا وقتی قراره روز بدون نگاه تو آغاز بشه ساعت به چه درد می خوره؟

چه فرق میکنه اگر خورشید از شرق طلوع کنه یا از غرب؟

وقتی نمتونم چشمانت را در آسمان دلم نقاشی کنم مداد رنگی ها را میخواهم چه کنم؟

امشب میخواهم به روی پشت بام بروم تا بادبادکهای دعایم را به هوا کنم

تا خدا انها را ببیند.

همان لحظه در دلم دعا میکنم انقدر بیدار بمانم تا تو بیایی.

میخواهم از این پس...

شنبه ها را با حسرت ببویم

یکشنبه ها به خاطر ناقوسهایی که نام تو را در وجودم پراکنده میکند دوست بدارم

دوشنبه ها گلی بسازم برای باغ ارزوهایم

سه شنبه ها را به پای کبوتری عاشق ببندم و برایت پست کنم

چهارشنبه ها را با عطر یاد تو اغاز کنم

پنجشنبه ها را قاب بگیرم و بر طاقچه یادم بگذارم

از جمعه ها حرفی نمی زنم چون هیچ گاه دوستش ندارم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 13:43  توسط عرشیا  | 

 

سلام ظهر شما ایرانی های با صفا و مهربون شب ایرانی بخیر.

امیدوارم دراین ماه پر خیرو برکت طاعات وعبادات همه شما دوستان عزیزم مورد قبول درگاه

خداوند بزرگ قراربگیره.

بزارین اول ازهرچیز یک عکس از آرش عزیزم براتون بزارم که البته الان خوابیده

در ضمن این عکس مال ۱۲ روز بعد از بدنیا اومدنش هست وعکس نسبتا جدیدی هست.

 زمانی این عکس رو گرفتم که خوابیده بود دفعه بعد یک عکس در حالت بیداری ازش میزارم

سخنی از بزرگان:

مهم این نیست قطره باشی یا اقیانوس... مهم این است آسمان در تو منعکس شود.

هیچ زمان به خودت مغرور نشو... برگها همیشه وقتی می ریزن که فکر میکنن طلا شدن.

زندگی را از دریا بیاموز... زیرا برای در آغوش کشیدن ساحل یک لحظه آرام و قرار ندارد.

همیشه عاشق کسی باش که لایق عشق باشد نه تشنه عشق چون تشنه عشق روزی سیراب میشود

اینم چند تا اس ام اس نیمه شبی برای کسایی که دوست دارن نصفه شب اس ام اس بفرستن

ببخشید این موقع مزاحمت شدم یک سوال مدتهاست ذهنم رو مشغول کرده اونم اینه که بپرسم

ایران که نفت صادر میکنه بشکه هاش رو پس میگیره یا نه؟

میدونی فرق تو با راه چیه؟ راه رو باید بری تا به آخرش برسی اما تو خودت آخرشی.

به اشتیاق اولین دانه برف به تحمل آخرین برگ پاییزی به گرمای خورشید و به زیبایی آسمان

قسم میخورم...........سر کاری.!!!

خیلی پستی........................................... و بلندی در زندگی هست که باید از انها درس بگیریم.!!!

به لوتی میگن اب بده دریا میده به لوتی میگن گل بده گلستان میده به لوتی میگن معرفت صفا

 صمیمیت بده همش شماره تو رو میده.!!!

و در اخر.....

ای کسانی که invisible چت میکنید

بهراسید که خداوند شما را سوسک خواهد کرد..( آیه ۱۳ سوره یاهو ).!!!

اینم یک شعر دراین مورد که شاعر گفته:

شبها همش به چت خونه میرم من *سراغ آف و آف خونه میرم من

تواین چت خونه ها خسته ی دردم * به دنبال پس آی دیم میگردم

پسم گم شده پیداش میکنم من * اگه کار تو رسوات میکنم من

ای کاش همه ما بتونیم از این روزها و شب های عزیز به بهترین نحوه بهره

ببریم یادمون باشه شاید ماه رمضان سال دیگه نباشیم پس بیاین بیشتر به فکر اعمال و

رفتارمون در این ماه باشم به امید اینکه بتونیم همه ما توشه ای خوب از این ماه برای اخرت

خودمون کنار بزاریم همتون رو به خدای بزرگ و مهربون میسپارم.

فرشتگان از خدا پرسیدند: خدایا تو که انسانها رو آفریدی و دوستشان داری چرا غم

را آفریدی؟ خداوند جواب داد: غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من تا غمگین

نباشه به یاد خالقش نمی افته

 

راستی بچه ها وبلاگ خانومم به روز شد حتما بهش سر بزنید

www.aria-joon.blogfa.com 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 12:17  توسط عرشیا  | 

سلام به تمام ایرونی های شب ایرانی

راستش این شب ها اسمون شب ایرانی ستاره بارونه فکر میکنم دیگه همه میدونین چرا..!

اخه پسر عزیزم بعد از ۹ ماه انتظار در ساعت ۱۰ شب روز یکشنبه ۱۹ شهریور ماه در

زایشگاهی در شهر گرگان دیده به جهان گشود .

لحظه ای که وصف کردن اون خیلی سخته برام اما در یک کلام میتونم بگم که یک انتظار توام

با دلهره و ترس اما شیرین و دوست داشتنی بود که تا کسی در این لحظه قرار نگیره نمیتونه

احساس منو درک کنه.

حالا هم ۶ روز از تولد پسر عزیزمون میگذره که قراره فردا براش شناسنامه بگیرم البته

نکته جالب توجه اینه که هنوز اسم پسرمون به طور دقیق مشخص نیست. اینم به این

خاطره که هر کسی نظری داده البته قبل از اون قرار بوده اسمش آریا باشه اما حالا

بین ۲ اسم آریا و آرش مردد هستیم.که حتما فردا مشخص میشه راستی

شما نظرتون چیه؟ آریا بهتره یا آرش؟

در اینجا بزارین از دوستانی که به من محبت داشتن و با نظرهای زیباشون ما رو

یاری کردن نهایت تشکر و قدردانی رو به عمل بیارم و قول میدم در پست بعد از بهترین

کامنتهای تقدیر به عمل آورم.حالا هم ۲ تا عکس از پسر عزیزم رو براتون میزارم تا کسی

دیگه شکایت نکنه..!

فردا وبلاگ همسرم به روز میشه میتونین عکسها و صحبتهای بیشتر رو اونجا ببینید.

ادرس وبلاگ همسرم: www.aria-joon.blogfa.com مامان و بابای آریا جون

 

اولین لحظات تولد.....

 

۵ روز بعد از تولد......

 

این عکس هم دیروز هنگام خندیدن ازش گرفتیم....

 

 

راستی یادم رفت بگم الان دارم میرم شناسنامه رو بگیرم اسم بچهمون هم به آرش تغییر پیدا کرد.

 

یادتون نره به مامانش هم سر بزنید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 11:38  توسط عرشیا  | 

 

سلام به اهالی اسمون شب ایرانی

دارم فکر میکنم چه جوری میشه ادم این همه دوست داشته باشه و

 تنهاشون بزاره.نمیخوام چیزی در مورد اینکه چه جوری این همه اتفاق

 در این ۲روزه افتاد حرفی بزنم.فقط پست رو تغییر دادم و دست به کامنتها

نزدم و از شما هم که تو این ۲ روز منو تنها نذاشتین و با حرفهاتون باعث

شدین تصمیم رو عوض کنم و برگردم تشکر میکنم.

چون نمیخواستم بیشتر از این به کسی توهین بشه.

مخصوصا اگه اون ادم کسی باشه که روزی داداش من بوده

 الان هم من از همین جا میگم هیچ دلخوری از اون ندارم دوست دارم

در  کنار هم بهترین باشیم  البته با حمایت و لطف شما دوستان عزیزم.

راستی امروز که خانومم رفته بود دکتر صراحتا روز شنبه رو برای تولد

 آریا جون عزیزمون معین کرده.باورم نمیشه ۳ روز دیگه دارم بابا میشم.

خیلی خوشحالم شاید کسی نتونه این لحظه رو درک کنه اما کسایی

که بابا مامان شدن میدونن من چی میگم و حال منو درک میکنن.

به همین خاطر هم عکس چند تا بچه رو میزارم  تا با دیدن اونها لحظات کودکی

ما تو ذهنمون نقش ببنده که براستی چه زیباست دوران کودکی.(یادش بخیر)

در ضمن یادتون نره به وبلاگ آریا جون هم سر بزنید خانومم زحمت اون رو میکشه .

این اولین کار وبلاگ نویسی اونه تنهاش نذارین.

اینم ادرس وبلاگ...( مامان و بابای آریا جون www.aria-joon.blogfa.com )

خیلی ها خواسته بودن به محض دنیا اومدن آریا عکسهاش رو بزارم تو وبلاگ

چشم در اولین فرصت عکسهای آریا جون رو براتون میزارم.

خوب برای همتون بهترینها رو ارزو میکنم .

از همه شما خواهش میکنم برای سلامتی مامان آریا و خود آریا دعا کنید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 21:54  توسط عرشیا  | 

 

سلام به تو دوست عزیزی که اسمان شب ایرانی مهمان چشمان پر امید توست.

بعد از چند روز وقفه به خاطر هک شدن وبلاگ شب ایرانی باز هم با وبلاگی جدید

اما با همان نام شب ایرانی در خدمت شما هستیم تا باز هم

میهمان قدمهای پر مهر شما باشیم.

البته با این تفاوت که این بار در کنار همسرم میخوام به نوشتن ادامه بدم.

باز هم شب ایرانی مثل همیشه کار خودش رو ادامه میده.

 با عظمی راسخ تر در کنار شما عزیزان.

 میخوام اینو به کسایی بگم که وبلاگ قبلی شب ایرانی رو هک کردن.

فکر میکنم اونقدر ضعیف هستن که حتی جرات ندارن بگن کی بودن

و چرا این کارو کردن؟ و هدفشون از این کارچی بوده؟!!!

البته اینو میدونم که خیلی ها چشم دیدن موفقیت دیگران رو ندارن که فکر

 میکنم این ریشه در حسادت داشته باشه.

حالا هم اومدیم تا در کنار شما باشیم تا با شما باز هم در زیر اسمان شب ایرانی

لحظاتی با شکوه خلق کنیم باشد که این همراهی دوستانه مستدام باشد

تقدیم به اهالی با صفای شب ایرانی.

میخواهم هر شب بیایی مهمان خوابم باشی

هر شب سکوتم را صدای نفسهایت بشکند

هر شب دستت نوازشگر خستگی هایم باشد

هر شب تنهاییمان را مساوی تقسیم کنیم

هر شب ستاره های اسمان به ما چشمک بزنند

و هر شب با هم به صدای باران گوش دهیم.

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 1:53  توسط عرشیا  |